قوای کمکیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) قوای کمکی، نیروی امدادی(کمکی)، اسب تازهنفس، خون تازه دوست همپیمان، آجودان، آسیستان، دستیار قابله، ماما نیروی احتیاط اعقاب (آی
میل ایجاد کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی ایجاد کردن، مایل کردن، تحریککردن دل ربودن، تهییج کردن عشوه گری کردن، طنازی کردن، اغوا کردن، وسوسه کردن، انگیختن، جذب کردن
کنجکاویفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شرایط و عَمَلِ شهود یل بهدانش، علاقه، جستجو، بررسی، کاوش، تحقیق، پژوهش، تجسس، تتبع، تفحص، مداقه، تدقیق، خردهبینی، فکر فضولی پیگیری بازجویی، بازپرسی حی
عدمکنجکاویفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شرایط و عَمَلِ شهود مکنجکاوی، بیعلاقگی، لاقیدی، بیاعتنایی، خونسردی، بیعاطفگی، بیتفاوتی فقدان حساسیت روحی بینیازی