نجبافرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی م] نجبا، اشراف▼ خانوادۀ سلطنتی، رجال، مقامات پاکنژادی، سلسلۀ شاهان نشان اشرافیت، آرم
بانفوذفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت ذ، مسلط، مستولی، چیره، غالب، پیروز، موفق، مظفر، فیروز، قاهر پرقدرت، استخواندار، نافذ، صاحب اعتبار، متنفذ، عالیرتبه، مقتدر، توانا
بافرهنگ فارسی طیفیمقوله: عدد ، باهم، باهمدیگر، متفقاً، بهاتفاق یکدیگر، دستدردست، درکنار بههم جمیعاً، جمعاً، همراه هم، همگی، بهاتفاق یکزبان، یککلام، آیهومایه
باکرهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات فیف▼، پاکدامن، دوشیزه، دختر ازدواج نکرده، راهبه، روحانیت سایر ادیان دستنخورده