شنا کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت ردن، دستوپا زدن، شیرجهرفتن، آبتنی کردن دوچرخه رفتن، سُرخوردن، کرال رفتن
شناختشناسیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکلگیری عقاید؛ عام ، علم شناخت، تئوریشناخت، منطق، لوژیک، حکمت، علم معرفت، معرفتشناسی، آنالیز، تحلیل منطق ارسطو، ماوراءالطبیعه، مقولات یاقضایا، تحلیل قیا
شناخته بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال ودن، بدیهی بودن، مسلّمبودن، معروف بودن، معروف حضور بودن⊘، معرف حضور بودن، آشنا بودن دیده شدن، شنیده شدن درمعرض دیدعموم بودن
روشناییفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی منبع نور، چشمۀ نور، چراغ▼، مشعل▼، شعله، آتش، خورشید، ماه، اختر، کوکب، ستاره، شهاب جسم نورانی، منیر برق، شعاع نورانی روشنسازی، تنویر، چراغانی▼ ن
عزیزفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی ز، محبوب، محبوبه، دردانه، نورچشم، عشق، نازنین، معشوق عسل، شیرین، فرشته طلا، جواهر بره، سوگلی بت، صنم جان، تخم چشم نازدانه، نازپرورده، یک
دوستداشتنیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی ، محبوب، مورد علاقه، مورد پسند، خواستنی، مقبول، دلنشین، نازنین، دلربا، پسندیده، خوشایند، پاکیزه، همهپسند، مطبوع، مجید، مردمپسند، مطلوب