کُشتیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) ی، کشتی آزاد، کشتیفرنگی کاراته، جودو، کانگ فو، ورزشهایرزمی ورزشهای مرتبط، ورزش، ورزش باستانی
کشتی جنگیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) ناو جنگی، رزمناو، ناوشکن، ناوچه، قایق توپدار، ناو هواپیمابر، مینجمعکن، اژدرانداز، اژدرافکن
پُشتیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: بُعد ُشتی، پَسین، عقبی، عقب، خَلفی، پشتسری مقابل، روبرو بعدی، متأخر، آتی
آشتی دادنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) شتی دادن، آرامش برقرار کردن، تسکین دادن، فرونشاندن، میانجیگری کردن، میانجی شدن
صفات کشتیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت ت کشتی، اقیانوسپیما، نفتکش، رورو، بادبانی، بخار، یدککش، چهلهزارتنی
عزیزفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی ز، محبوب، محبوبه، دردانه، نورچشم، عشق، نازنین، معشوق عسل، شیرین، فرشته طلا، جواهر بره، سوگلی بت، صنم جان، تخم چشم نازدانه، نازپرورده، یک
دوستداشتنیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی ، محبوب، مورد علاقه، مورد پسند، خواستنی، مقبول، دلنشین، نازنین، دلربا، پسندیده، خوشایند، پاکیزه، همهپسند، مطبوع، مجید، مردمپسند، مطلوب