کاملفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت تکمیل، درست، تام، تمام، پایانیافته، بهتماممعنا، یکجا، تمامعیار، کامل (دارای کمال) مفصّل، مشروح، باذکر جزئیات، طویل [کلام] بهسزا، صحیح، قرص، بی
متمرکز شدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم ] متمرکز شدن، همگرا بودن، متقاربشدن درکانون متمرکز کردن، تمرکزدادن (کردن) متمرکز بودن، یکجا جمع شدن
بیعیبفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ینقص، بیعیبونقص، سالم، درست، صحیح، یکجا، دستنخورده بههنجار پخته منزه، پاکیزه، پاک، تمیز
فقدان ارتباطفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رابطه فقدان ارتباط، مطلقیت، استقلال، آزادی دلبخواهی بودن، یکجانبه بودن دیمی بودن، الکی بودن، بیحساب و کتاب بودن انفراد، جدایی، گسیختگی، عدم اتحاد، تک بو
مستقلفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام اوابسته، غیرمتعهد، نامتحد، جدا، منفرد، مختار آستینسرخود مطلق بیتفاوت یکجانبه، خودبهخود