سکونفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عمل داوطلبانه دان عمل، آرامش، بیکاری، بطالت، یللی، بیحالی، عدم فعالیت، اینرسی، انفعال، تعادل، بیدفاعی، ناتوانی بیدقتی، غفلت، اجتناب، عدم استفاده فلج،
عدمفعالیتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عمل داوطلبانه عدمفعالیت، بیکاری، خفتگی، انفعال فقدان عمل، آرامش، بطالت، یللی، یللی تللی، بیحرکتی، بیجنبشی، سکون غفلت، بیدقتی، خواب خرگوشی
ادعا کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام ن، کرکری خواندن، یللیخواندن، حق نداشتن، اظهار کردن، مطالبه کردن، طلبیدن
مسافرت زمینیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت فرت زمینی، سفر، سیر، مسافرت، سیاحت، گردش، زیارت، تور مسافرتی عزیمت جهانگردی، ایرانگردی، توریسم مسافر، جهانگرد تماشا، بازدید، تفرج، یللی، نظاره، سرگر
لاف زدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی دن، بالیدن، رجز خواندن، نازیدن، منم کردن، آماس کردن، الدرم[و]بلدرم کردن، ال کردن و بل کردن (اله کردن وبله کردن)، کرکری خواندن، یللی خواندن ف