گرسنگی کشیدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات سنگی کشیدن، روزه گرفتن، دلشازنا رفتن، گرسنه بودن، پوست واستخوان بودن، رژیم گرفتن، پرهیزیدن
گرسنه بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی ، گرسنگی کشیدن، کافینبودن، دهانش آب افتادن، اشتهاداشتن، پر اشتها بودن، ولع داشتن، جوع داشتن، خوردن تشنه بودن، عطش داشتن
گرسنگی کشیدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات سنگی کشیدن، روزه گرفتن، دلشازنا رفتن، گرسنه بودن، پوست واستخوان بودن، رژیم گرفتن، پرهیزیدن
گرسنه بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی ، گرسنگی کشیدن، کافینبودن، دهانش آب افتادن، اشتهاداشتن، پر اشتها بودن، ولع داشتن، جوع داشتن، خوردن تشنه بودن، عطش داشتن
کمتغذیهشدهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ، گرسنهمانده، قحطیزده، گرسنه، روزه دار، تکیده، لاغر، لاغرو، لاغرومردنی، حیفِنان، باریک
قبرستانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی ستان، گورستان دخمه، سردابه غسالخانه، مردهشور(ی)خانه، سردخانۀ پزشکی قانونی سر خاک، سر مزار، مدفن بلوک بهشتزهرا