نانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت گندم، لواش، سنگک، تافتون، بربری، جو نان قندی، شیرمال، کماج باگت، پیتا، لوف، گرد، همبرگری، بریده، نان تُست، اسلایس نانسبوسدار، نان جو، رژیمی بولکی،
غلاتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت بوبات، بنشن، آجیلآش، باروبنشن، بقول دانه، حبه، تخم، تخمه، غله ارزن، برنج، بلال، ذرت، لپه، نخود گندم، جو، بلغور لوبیا، عدس، ماش، باقلا (باقالی، باقال
کاشتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی ن، کِشتن، کشت کردن، زراعت کردن، نشاندن، [کار گذاشتن 303]، شخم زدن، برداشت کردن، برداشتن باغبانی کردن، گلکاری کردن باد دادنِ خرمن(گندم ،...)، آیش
شاخ وبرگفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی ه: شاخه، سرشاخ، بُن، برگ، ساقه، جوانه، تنه، کُنده، بالاتنه، ریشه، پیاز، غده، پاجوش، بچه، نشا، رخ، نافه برگک، برگچه، برگه، بَشَره، برچه گل، بهارن
رژیمغذاییفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت ایی، رژیم لاغری، پرهیز، گیاهخواری، خامخواری، خام گیاهخواری غذای فیبردار، سبوس گندم، غذای رژیمی، کمچربی علم تغذیه سوء تغذیه پرهیز، امساک، قناعت، اعت