گلهمندفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی رنجیده، دلگیر، دلخور، رنجیدهخاطر، دلشکسته، منتقد شکست خورده، ناکام، ناموفق، مخالف، مانع
عدمرضایتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی رضایت، نارضایتی، گلهمندی، شکایت، شِکوه، گلهگزاری، ناخوشنودی، انتقاد آزردگی، ناراحتی، رنجش، رنج، غم، نامرادی ناله، گلایه، گله
مخالففرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال خالف، معترض، خردهگیر، عیبجو، ناراضی، نگران ستیزهجو فرقهای، جداییانداز گلهمند، بیزار، منکِر شکاک، مشکوک فرصتطلب مخالفخوان، امتناعکنن
بیمیلفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی میل، گریزان، بیرغبت، بیزار، دلزده، ناراضی، گلهمند منزجر، متنفر، مخالف، دشمن، خصمانه بیتفاوت، سیر، بینیاز، بیزار
ناکامفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تداوم اندیشه دلسرد، نامراد، سرخورده، واخورده، ناموفق، مأیوس، نومید، دستازپادرازتر، دلشکسته، افسرده شکستخورده گلهمند، منعشده ◄ ممنوع بینظم، سازماننی