گرسنگی کشیدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات سنگی کشیدن، روزه گرفتن، دلشازنا رفتن، گرسنه بودن، پوست واستخوان بودن، رژیم گرفتن، پرهیزیدن
گرسنه بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی ، گرسنگی کشیدن، کافینبودن، دهانش آب افتادن، اشتهاداشتن، پر اشتها بودن، ولع داشتن، جوع داشتن، خوردن تشنه بودن، عطش داشتن
پرهیزیدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات ] پرهیزیدن، جانب اعتدال رارعایت کردن، پرهیز کردن میانهرو بودن، ملایم شدن روزه گرفتن، گرسنگیکشیدن قانع بودن، قناعت کردن، ساختن
تغذیهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت یه، صرفِ غذا، غذاخوری، خوردن، تناول، بلع، اکل، افطار هضم، گوارش، جذب، تحلیل، نشخوار شرب، نوش مصرف، دلگی، شکمچرانی، پرخوری دستگاه گوارش ◄ معده تنقل