تجلیل کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی ردن، بزرگ گردانیدن، تکریم کردن، ترفیع دادن، نواختن، گماشتن
اجتنابکردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی کردن، دوری کردن، روگردانبودن، روی گردانیدن، احتراز کردن، حذر کردن، دوری جستن، نادیده گرفتن، طرف دیگررانگاه کردن، غیراجتماعی بودن، فاصله گرفت
ادارهکردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عمل داوطلبانه رهکردن، گرداندن معامله کردن، برخورد کردن، دست زدن، اجراکردن، انجام دادن
مدوّر کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکل ّر کردن، گرد کردن، بهشکل دایرهدرآوردن، قرص کردن، نوردیدن، لوله کردن، تومار کردن، لفاف کردن پیچاندن، پیچ دادن، تاب دادن، بهدور دایره چرخاندن، گرداند