گذشتهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان شته، ماضی، زمان گذشته، قدیم، سابق، قبل، زمان پیش دوران گذشته، ایام (عهد) گذشته، زمانهایقدیم، تاریخ عهد بوق بازنگری اسلاف، گذشتگان، پیشینیان، اجداد ◄
گذشتهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان پایانیافته، سپری، سپریشده، تمامشده، خاتمهیافته، منقضی، بهانتهارسیده، مختومه، ختمشده، پایانی قدیم، قدیمی، دیرین، ماضی، تاریخی اولیه، ابتدایی، ب
گذاشتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: فضای عام شتن، گذاردن، قرار دادن، چیدن، جا دادن، گنجاندن، کاشتن، کار گذاشتن نهادن، هشتن، هلیدن
کنار گذاشتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: فضای عام ، کنار گذاردن، برکنار کردن، ترک استفاده کردن، درانبار گذاشتن، انبار کردن، جادادن، چیدن، بستهبندی کردن، درصندوق گذاشتن دور ریختن
اشتباهی گذاشتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: فضای عام ی گذاشتن، گم کردن، درجای عوضیگذاشتن، درجای غلط (نامناسب) گذاشتن (قرار دادن)، جای چیزیرا فراموش کردن
مستثنی بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت مستثنی بودن، محروم بودن، بیرونگذاشته شدن، مجاز نبودن مستثنا شدن، کنار گذاشته شدن، تحریم شدن
دلسرد شدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تداوم اندیشه سرد شدن، مأیوس شدن، بیشازاینانتظار داشتن، قال گذاشته شدن، دست از پا درازتر آمدن، آرزو به(در) دلِش ماندن، موفق نشدن ناکام ماندن، آرزو بهگور
مستثنیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت ستثنا، محروم، بینصیب، بیبهره، ممنوعشده، مستثناشده، خطخورده مردود، غیرممکن بیرون گذاشتهشده، ممنوعالخروج، تبعیدی، اخراجی، پناهنده طردشده، مطرود،
مستقرشدهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: فضای عام تقرشده، مأمورشده، اقامتگزیده، مقیم، متحصن، سکنایافته، مستقر کاشته، چیده(شده)، گذاشته(شده)، جاداده(شده) مترتب