کُشندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی کُشنده، مهلک، مرگآور، مرگبار ناسالم، ناگوارا، مسری، متعفن، زهرآگین، سمی درنده، ددمنش، ظالم مرگآسا
کندهکاریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه کندهکاری، حکاکی، قلمزنی، تراش گراوورسازی، کلیشهسازی گراوور، کلیشه، سیاهقلم منبتکاری جنس مورد کندهکاری، عاج، چوب،
کندهکاریشدهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه کندهکاریشده، حکاکیشده، تراشیده، کلیشه تراشدار، تراش برجسته، برآمده
امتناع کنندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی - خاص متناع کننده، ممتنع، ردکننده، منفی، بیقید، بیزار تخطئهکننده
کُشندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی کُشنده، مهلک، مرگآور، مرگبار ناسالم، ناگوارا، مسری، متعفن، زهرآگین، سمی درنده، ددمنش، ظالم مرگآسا
کندهکاریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه کندهکاری، حکاکی، قلمزنی، تراش گراوورسازی، کلیشهسازی گراوور، کلیشه، سیاهقلم منبتکاری جنس مورد کندهکاری، عاج، چوب،
کندهکاریشدهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه کندهکاریشده، حکاکیشده، تراشیده، کلیشه تراشدار، تراش برجسته، برآمده
امتناع کنندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی - خاص متناع کننده، ممتنع، ردکننده، منفی، بیقید، بیزار تخطئهکننده
عصبانی کنندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی ننده، رنجاننده، اعصابخردکن، ناراحت کننده، خشمبرانگیز، آزاردهنده، ایذایی