کمالفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ایدهآل، معصومیت، خطاناپذیری، بلوغ، پختگی، رشد، رسایی، استغنا، والایی، تمامی کامل و بینقص بودن، فرارسایی، برژی، تمامیت، برتری فرزانگی، صفات
بهکمال رسیدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی رسیدن، پاک شدن، بری شدن، بیعیب شدن، کامل شدن، کمال یافتن، منزه شدن کمال داشتن، منزه بودن، آخر چیزی بودن
نمونۀ کمالفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی کمال، اسوه، ابرمرد، انسانوالا شاهکار آفرینش سرمشق، الگو، مدل، استاندارد، الگوی نخستین، سرمشق شاهکار، کار خارقالعاده
بهکمال رساندنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ل] بهکمال رساندن، بهحد کمال رساندن تکمیل کردن، کامل کردن، تمام کردن، بهپایانرساندن، انجام دادن رسیده کردن، آماده کردن
بهکمال رسیدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی رسیدن، پاک شدن، بری شدن، بیعیب شدن، کامل شدن، کمال یافتن، منزه شدن کمال داشتن، منزه بودن، آخر چیزی بودن
نمونۀ کمالفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی کمال، اسوه، ابرمرد، انسانوالا شاهکار آفرینش سرمشق، الگو، مدل، استاندارد، الگوی نخستین، سرمشق شاهکار، کار خارقالعاده
بهکمال رساندنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ل] بهکمال رساندن، بهحد کمال رساندن تکمیل کردن، کامل کردن، تمام کردن، بهپایانرساندن، انجام دادن رسیده کردن، آماده کردن
نقصفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی فقدان کمال، خطا، خدشه، نقصان، کاستی، نارسایی، اشکال، ایراد، بهحد کمال نرسیدن شائبه، نقیصه، عیب▼ ناهمگنی، عقبماندگی، نیاز، عدم کفایت خرابی،
ناقصفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی اقص، بدون کمال، خدشهدار، مخدوش، ناصاف، ناهمگن معیوب، عیبناک، ناتمام، نیمه تمام، سوراخ، سمبلشده آسیب پذیر دستزده، دستخورده، لکهدار استفاد