کاشتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی ن، کِشتن، کشت کردن، زراعت کردن، نشاندن، [کار گذاشتن 303]، شخم زدن، برداشت کردن، برداشتن باغبانی کردن، گلکاری کردن باد دادنِ خرمن(گندم ،...)، آیش
کاشفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی ه] کاش! ایکاش، کاشکی، باشد، الاهی (الهی)، امیدوارم، اگر خدا بخواهد امیداست، بهامیدخدا هرچه باداباد، انشاءالله، علیالله
فاعلفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت کنندۀ کار، کاشف، تولیدکننده مدیر، رئیس ناخدا، خلبان، لکوموتیوران، راننده، اپراتور، عامل
محققفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شرایط و عَمَلِ شهود پژوهشگر، دانشپژوه، کاشف، مخترع بررس، بررسیکننده، پژوهنده، تحقیقکننده، شخص جستجوگر ممتحن آنالیست پرسشگر، مخبر، خبرنگار یابنده، کا
یابندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال ه، کشفکننده، کاشف، مکتشف مخترع، باستانشناس کارآگاه، بازپرس، جاسوس جوینده، آزمایشکننده جهانگرد ماهوارۀ جاسوسی، کاوشگرمریخ سونار، رادار، س
جهانگردفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت م] جهانگرد، مسافر زایر، حاجی، مشهدی، مشدی، کربلایی، کل رهرو کاشف، ماجراجو دریانورد هوانورد ناظر، بیننده طلیعه، سرآغاز دورهگرد، دستفروش تاجر، فروشند
افشاکنندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط نده، افشاگر، مُقر، اقرارکننده، کاشف وحیشده، تعبیرکننده دم خروس شفاف