کاشفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی ه] کاش! ایکاش، کاشکی، باشد، الاهی (الهی)، امیدوارم، اگر خدا بخواهد امیداست، بهامیدخدا هرچه باداباد، انشاءالله، علیالله
کاشتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی ن، کِشتن، کشت کردن، زراعت کردن، نشاندن، [کار گذاشتن 303]، شخم زدن، برداشت کردن، برداشتن باغبانی کردن، گلکاری کردن باد دادنِ خرمن(گندم ،...)، آیش
کار گذاشتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت کاشتن، پیوندزدن، جای دادن، نشاندن، جایگیر کردن، قرار دادن، مستقر کردن، نهادن، گذاشتن سوراخ کردن
افسوسفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی رتا، کاش، کاشکی، دردا!، آوخ، بدا، اَسَفا، ای دلِ غافل!، ایکاش، متأسفانه، باتأسف و افسوس بدبختانه، معالأسف، معالتأسف
فاعلفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت کنندۀ کار، کاشف، تولیدکننده مدیر، رئیس ناخدا، خلبان، لکوموتیوران، راننده، اپراتور، عامل
استقرارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: فضای عام ستقرار، کاشت، جادهی، گذاشتن، چیدمان، لیآوت اسکان، اُطراق(اتراق)، اقامت، اشغال تعیین محل زندگی، تبعید، اسکان مهاجرت، کوچ، سکونت، منزلگیری، سکنا