هدایتکردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عمل داوطلبانه یتکردن، رهبری کردن پیشاهنگ بودن، مقدم بودن فرمان دادن، امر کردن رانندگی کردن
زودفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان زود، سرموقع، اول وقت، صبح سحرخیز پیشتاز، پیشاهنگ، مقدم، اولین، نخستین، مقدماتی زودرس، پیشرس تند، شتابنده، بلافاصله، بلادرنگ آنی، کوتاه [زمان] جَلد،
اوضاعفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تغییر وقایع جاری، اتفاقات، مجموعه وقایع، وقایع، وقایع اتفاقیه، حوادث، ارتباطات، پیشامدها، اتفاقها، احوال، احوالات، امور، گذر زمان هیروویر، اوقات حساس، گ
کیسهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: فضای عام چنته، حباب، کف بادکنک، بالن مثانه، پیشابدان، آبدان، کیسۀ هوا، کیست خیک، بشکه▼ تیوب، تویی شفیره، پیله تاول، برآمدگی پستان، سینه جیب▼، توبره، کیسۀ