پیریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان هولت، کهنسالی، سالخوردگی، سالمندی، بزرگی سر پیری، روزگار پیری، دورۀ پیری، پیرانهسر آخرخط سن کمال
ناتوانیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت ناتوانی، بیدفاعی، نارسایی، سستی، ضعف عجز، درماندگی ناشیگری، عدم مهارت کبرسن، کهولت، فرتوتی، پیری معلولیت، قطع نخاع، فلج، ناباروری، سترونی آسیب پذیر
ضعففرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت ضعف، سستی، نااستواری، ازکارافتادگی، ناتوانی زبونی، خواری شکنندگی لطافت، نازکی، نرمی بیثباتی، تغییرپذیری ضعف پیری، کهولت، پیری ضعف جسمانی، بیحالی،
خَمفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکل م، تا، چین، لا، انحنا، چروک، تاب دوتایی، خمیدگی، چروکیدگی، برگشتگی، رویهمافتادگی خم ابرو یقه پیری