پیادهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت رهگذر، عابر، پیادهرو، دونده پیک، چاپار، ارتباطات پستی پیاده نظام، خبرنگار رونده، راهرو، سالک، عارف
پیادهنظامفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) نظام، نیروی زمینی، نزاجا، هنگ پیاده سرنیزهداران هوانیروز
لیوانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: فضای عام م، کوزه، باده، پیاله، ساغر، گیلاس، استکان، فنجان، پیمانه، استکان و نعلبکی، استکانشستی، استکان کمرباریک، انگاره، گیره، جااستکانی کاسه▲، کوزه▲ کُپ
پیادهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت رهگذر، عابر، پیادهرو، دونده پیک، چاپار، ارتباطات پستی پیاده نظام، خبرنگار رونده، راهرو، سالک، عارف
پیادهنظامفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) نظام، نیروی زمینی، نزاجا، هنگ پیاده سرنیزهداران هوانیروز
تونلفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکل یرزمینی، پیادهرو زیرزمینی، غار، نقب، قنات، کاریز، کانال زیرزمینی، کانال، چاه، راهآب تونل مترو زیرزمین