پولیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ولی، مالی، بانکی، بودجهای، مادی، مالیه ضربشده، دارای اعتبار ارزی، مدتدار، بهادار بیمحل، برگشتی، برگشتخورده
مزدورفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات وش، خودفروخته، پولکی، فروشی، رشوه گیر، اجیر، جیرهخوار، عامل، مزدبگیر، حقیر گلادیاتور ◄ مزدور دستنشانده، عامل، مأمور
مالپرستفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی سودجو، محتکر، کاسب، مزدور، پولکی، افزونطلب، مالدوست، پولپرست، جاهطلب، خودخواه، آزمند، طماع، حریص، مالاندوز، گردآورنده
مالپرستیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی اندوزی، سودجویی، مالاندوزی، احتکار، حرص، آز، طمع، افزونخواهی، زیادهجویی، افزونطلبی، میل(اشتیاق) حسرت، رویا، هوس، آرزو پولکی بودن انبار ک
خستفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی خست، خساست، بخل، صرفهجوییغلط، لئامت سیاست پولی انقباضی پستی، دنائت، فرومایگی، رذالت ◄حقارت، شرارت، نادرستی امساک، عدماستفاده، صرفهجویی، ا
عدمفرهنگ فارسی طیفیمقوله: وجود نیستی، نبود، نابودی، فنا، پوچی، بیهودگی، بطلان، بیجوهری هیچ، پوچ، عبث، صفر هیچوقت، هرگز پوکی، خلاء غیبت، غیاب فقدان، عدم شمول ◄بیرون گذاشتن چیز بی