پنهانشدهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط نهانشده، مخفی، متواری، فراری، کمینکرده، درکمین نقابدار، مستتر
فراریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی راری، اجتنابکننده، حذرکننده، رویگردان، احترازکننده، کنارهگرفته منصرف متواری، دربهدر، پنهانگشته، پنهانشده متقلب گریزپای▲ فارغ، خلاص
سفسطهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: فرآیند استدلال سطه، غیرمنطق، مغالطه، مغلطه، مغلطهبازی، لفاظی، لفظپردازی خطای منطقی، تناقض، تناقض درونی پارادوکس، متناقضنما منطق زنانه، شم ایهام، دوپهل
دامفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط تَله، تور، کمند شبکه، شست تار عنکبوت، دام عنکبوت کمینگاه، ورطه طعمه صید ◄ آسیبپذیر صیاد ◄ شکارچی، کمینکننده، شخص پنهانشده
متخلففرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی اهکار، خاطی، مقصر، محکوم، مجرم، سابقهدار، ختم روزگار خلافکار، خلاف، امالفساد، بزهکار، پنهانکار، مسئلهدار، گانگستر، اوباش، کلاهبردار،