کتمانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط تمان، پوشاندن، پنهانکردن، اخفا، پردهپوشی، نهفتگی مخفیکاری، استتار پنهان شدن، اختفا، محل اختفا حجاب، پوشش حبس، گوشهگیری تجاهل، تظاهر (ادعا)
کتمان کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط کتمان کردن، مخفی کردن، پنهانکردن، درپرده نگهداشتن، حجاب پوشیدن انبارکردن ناپدید کردن، پوشیدن، پوشاندن
متخلففرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی اهکار، خاطی، مقصر، محکوم، مجرم، سابقهدار، ختم روزگار خلافکار، خلاف، امالفساد، بزهکار، پنهانکار، مسئلهدار، گانگستر، اوباش، کلاهبردار،