پریدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت پریدن، جهیدن، رقصیدن، بالبالکردن، معلق زدن بال زدن، بال درآوردن، پرواز کردن دویدن، تند قدم زدن، سریع رفتن
پرسیدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شرایط و عَمَلِ شهود سیدن، سوأل کردن، خواستن، بحث کردن، سراغ گرفتن، تعقیب کردن، کنجکاوی کردن آزمایش کردن اصول دین پرسیدن، امتحان گرفتن قیمت کردن (گرفتن)
پریدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت پریدن، جهیدن، رقصیدن، بالبالکردن، معلق زدن بال زدن، بال درآوردن، پرواز کردن دویدن، تند قدم زدن، سریع رفتن
پرسیدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شرایط و عَمَلِ شهود سیدن، سوأل کردن، خواستن، بحث کردن، سراغ گرفتن، تعقیب کردن، کنجکاوی کردن آزمایش کردن اصول دین پرسیدن، امتحان گرفتن قیمت کردن (گرفتن)
شیرجه رفتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت یرجه رفتن، درآب پریدن، زیرآبیرفتن، غوطهور شدن، پایین افتادن، پایین آمدن درآب فروکردن، غرقه کردن، زیر آب کردن، غوطه دادن، غوطهور ساختن، غرق کردن، آ
مهربان بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی بودن، بذر محبت پاشیدن، محبت کردن، مهربانی کردن، اجتماعی بودن، خوشامد گفتن، پذیرایی کردن، مهماننواز بودن، احترام گذاشتن، دوست داشتن، ناز