دربر گرفتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت م] دربر گرفتن، {گردهمآوردن اجزا و تشکیل کل یا ارگانیسم} تشکیل، ساخت، تأسیس، پایهگذاری، پایهریزی، بنیانگذاری، مشارکت، سازماندهی، ساختاریافتگی ترکی
شراکتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) ویت، اشتراک، آبونمان، سهامداری، شریک (سهیم) شدن، انجمن، مشارکت مشارکت دولتی، ملی کردن، مالکیت مشاع تشکیل، ایجاد تشکیلات، سازمان
مشارکتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ، عضویت، اشتراک، شراکت، سهامداری سود سهم، سهم (نصیب) تأسیس، تشکیل، سازماندهی، پایهگذاری، پایهریزی، ثبت، ثبت شرکت، آغاز، استقرار، تدارک مجم
تولیدفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت ید، خلق، آفرینش، خلقت، زایش، ابداع، ساخت، صُنع ابتکار، اختراع، اکتشاف، کشف ایجاد، پدیدآوری، خلاقیت، اندیشه، نوآوری تلاش آفرینش هنری، تألیف، تصنیف، ن
مبادرتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی مبادرت، اقدام، پیشقدمی، ابتکار عمل، نوآوری عزم، قصد شروع، مانور، افتتاح (آغاز) ادا، ایفا، اقامه، اِعمال، انجام، اجرا همت، پیشدستی، سعی، اهتم