مانعفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) یق، پاگیر، پابند، ضربهگیر، سپر، جدار گلوگاه، راهبندان، ترافیک سنگین حایل، جدار [صفت: مانع▼] گیر▼، قید▼، چیز ممانعتکننده▼
ایستادگیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) تادگی، مقاومت، پایمردی، پایداری، ایستادگی مردانه، مقابله، ضدیت، سرسختی مقاومت، ایمنی، مصونیت، سیستم ایمنی بدن، پیشگیری
متوقف کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم ردن، وقفه ایجاد کردن، مداخله کردن، پامیان گذاردن، درمیان آمدن، دخالت کردن گسیختن، بریدن، معترض شدن، جدا شدن
مواد چاپشدهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه ده، نمونههای کتابت، سنگ، لوح، لوح گلین، پاپیروس، چرم، پوست، کاغذ حروفچینی، راستهچینی، حروفریزی، باسمه لیآوت، صفحه
کاغذفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی وا، کارتن، ورق، ورقه، برگ، برگه نامه، صحیفه، طومار پاپیروس انواع کاغذ: پارشمینه، کتانی، واترمارک، نازک هوایی (پوست پیازی)، تحریری(معمولی)، ما