پایداریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تغییر ، پایندگی، مقاومت درمقابل تغییر، استواری، استقامت، استحکام، تعادل، موازنه، توازن، دوام، ثبوت، ثبات تغییرناپذیری، بقا، عمر، مقاومت، پایایی، پابرجایی
پاسدارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) ر، بسیجی، کمیتهچی، رزمندگان اسلام ایثارگر، جانباز، آزاده
احترامفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات ، عزت، رعایت، ارادت، ملاحظه، پاسداری، اعتزاز، خوشامد، اعتباردادن، ادب، نوکری تکریم، عزیزداشتن، عشق آستان بوسی تجلیل، نگاهداشت ایجادکنندۀ احترام
همگنیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رابطه نی، همگونی، تجانس، همشکلی، همانندی، همخوانی، یکنواختی، پایداری همسانی، یکرنگی، یکپارچگی توافق، سازگاری هماهنگی، نظم انطباق، تطبیق مجموعیت
دیرگذریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان گذری، دوام، مدت طولانی داشتن، بقا، عمر، تداوم، ماندگاری، پایداری جاودانگی، بقای عمر، آبحیات متمادی بودن، فرسایشی بودن محکومیت بهحبس ابد یک عمر، صدس
استحکامفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ غیرآلی حکام، دوام، مقاومت، پایایی، ثبات، پایداری، ماندگاری، بقا استحکام جنسی: صلابت، سختی (سفتی) نگهدارندگی، چسبندگی بهدیگری، استواری، پابرجایی، ا
شخص مدافعفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) ع، دژبان، میلیشیا، نظامی، پاسبان، پاسدار، محافظ طرفدار، کمک کننده دروازهبان، -بان، نگهبان فرد انقلابی