پاسدارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) ر، بسیجی، کمیتهچی، رزمندگان اسلام ایثارگر، جانباز، آزاده
راه ورودیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکل در ورودی، دهانه، پاساژ، ورودی، لابی، مدخل، مظهر قنات، مبدأ دلتای رود، مصب رود، راه خروجی ◄ خروجی، خروج آستانه منفذ، سوراخ، دهنۀ چاه شکاف
کوچهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: فضای عام کوچه، کوی، محله، خیابان، پاساژ، جاده، بولوار، خیابان وسیع، پیادهرو، سوارهرو، بزرگراه، آزادراه، اتوبان، راه کورهراه، رد [معبر] خیابان یکطرفه،
فریبندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط ه، گولزن، جعلی، غیرواقعی، نهفته ساحرانه ظاهری فریبا پارادوکس [اسم]، متناقضنما
شخص مدافعفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) ع، دژبان، میلیشیا، نظامی، پاسبان، پاسدار، محافظ طرفدار، کمک کننده دروازهبان، -بان، نگهبان فرد انقلابی
مدافعفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) ] مدافع، درحال دفاع، مقاوم تدافعی، دفاعی پاسدار، محافظ