وسطیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم ] وسطی، واسطه، میانی وسطترین، مرکزی میانه، میانه رو، بیطرف متساویالفاصله استوایی منصف نصفشده
میهندوستیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی وستی، میهنپرستی، وطنپرستی، حب وطن، اقدامات عامالمنفعه ملیگرایی، ملتخواهی، ملیت، ناسیونالیسم صهیونیسم شاهپرستی