سنگینفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ عام سنگین، وزین، ثقیل، گران گنده، لش، درشت شدید، دشوار باردار گرانشی انبوه، متراکم، چگال
دارای جوهرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: وجود ی جوهر، قائم بهذات، ذاتی، فطری، اساسی، شخصی، فردی، باطنی، ژنتیک اصلی، واقعی، عینی، اوبژکتیف، طبیعی، جسمی، پدیدهای، فیزیکی، مادی جامد، سفت، محکم، م
ابزار دوزندگیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی وزن، جاسوزنی، انگشتدانه (انگشدانه، انگشتانه)، قرقره، نخ، جاسنجاقی، قیچی، قیچی دندانهدار یازیگزاگ، قیچی برش، چرخ خیاطی، الگو، صابون، رولت
توزینفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ عام ین، تراز واحد وزن، گرم، کیلوگرم، تُن، سیستم متریک ◄ مترولوژی قدیمی: من، نیممن، چارک، سیر، مثقال، نخود، گندم، خروار، ری اوزان