نیکوکاری کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی ن، احسان کردن، وجدانداشتن، خدمتگزار مردم بودن، کار عام المنفعه کردن، مُصلح بودن، رفورم کردن، عیادتکردن، از ضعفا عیادت کردن، نواختن، دستگ
شوریدگیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال ی، شیفتگی، مجذوبیت، عشق مفرط، خشم زیاد، آشفتگی، وجد، هذیان، سرسام، اشتعال، تحیر، حیرانی پریشانی، اختلال حواس، گیجی، وقفۀ ذهنی، سرگشتگی خلسه
حالت تهییجشدهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عواطف عام جشده، حالت تحریکشده، هیجان، وجد، خلسه، تب، ناآرامی، تلاطم عصبانیت، طغیان، هذیان، هیستری، جنون، دیوانگی
خوشحالیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی دی، رضایت(خرسندی)، طرب، سرمستی، سعادت، فرح، وجد، شعف، نشاط، کِیف، سرحالی، لذت
سرحالیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی ، سرزندگی، بشاشت، خوشی، نشاط، شادی▼، وجد، شعف، شور، شوق، طرب رفاه، راحتی