واژگونفرهنگ فارسی طیفیمقوله: بُعد واژگون، وارونه، معکوس، سرنگون، آویزان چپکی، برعکس، پشتورو ضد، مغایر، مقابل خوابیده
وارونگیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: بُعد ارونگی، واژگونگی، برگشت، برگردانی، برگشت سوی درون، رجعت آویزانی رفلکس، انعکاس وارونگی هوا، اینورژن سرنگونی، واژگونسازی، براندازی، آشوبگری نقض، ابطا
مقابلفرهنگ فارسی طیفیمقوله: بُعد ابل، روبرو، رودررو، متقابل، محاذی، معکوس، واژگون جلو، جلویی کاملاً مقابل، قطبی جهتدار پشتی متضاد
انحنادارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکل انحنادار، منحنی، گرد، کمانی، ابرودار مورب، اریب ناراست، پیچ و تابدار زاویهدار وارونه، واژگون نزولی دوّار، گرد، مدوّر
پایینآمدهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت آمده، کاسته، پایین، نشسته سرکوبشده، سرنگون، واژگون تحقیرشده، خوار نازل
آشفتهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم ت] آشفته، پریشان▼ [وضعیت آشفته:]آشفته، نابهسامان، نامرتب، بیسامان، بینظم▼، بههمریخته، درهمبرهم، مغشوش، متشتت، ازهمپاشیده، داغان، متلاشی، شکسته