کرمفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی زنده]، هزارپا، ابریشم، کرم کدو، آسکاریس، کرمک، قلابدار، خاکی، کرم شبتاب، آتشک، زالو
طبقۀحاکمهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی رژیم، دستگاه، هزارفامیل، قاجار، سرمایه داران، بورژوازی، خبرگان، محفل شیکپوشان، دولت بورژوا، آقازاده
پیچوتابفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکل وتاب، چین و شکن، شکنج، چنبر، حلقه، کویل، کلاف، پیچ و خم خوردن پیچش، پیچ خوردگی، پیچیدگی تاب، طره، جعد ماز، لابیرنت، هزارتو، کلاف سردرگم پیچنده، پیچک
پیچوتابدارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکل دار، تابدار، تابیده، پیچاپیچ، درهم پیچیده، پیچخورده، تابیده، خمیده، ناراست، پُرتاب، پیچپیچی، پیچیده▼، معوج، مجعد هزارتو، هزارخانه، هزارچم
حیوانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی ن، جانور، دَد مهرهداران، بیمهرگان مهرهداران: ماهیها، دوزیستان، خزندگان، پرندگان، پستانداران بیمهرهها: اسفنجها، کیسهتنان، کرمها، نرمتنان،