مخفی نگهداشتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط نگهداشتن، سِرّی نگهداشتن، کمحرفبودن، فریب دادن پنهان نگهداشتن، پوشیده داشتن، کتمان کردن
سالروز نگهداشتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی لروز نگهداشتن، جشن گرفتن، گرامیداشتن، تقدیس کردن، بهیاد آوردن، سلام رساندن، اهمیت دادن
صاحببودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ل] صاحببودن، داشتن چنگ زدن، نگه داشتن، نگهداری کردن برخوردار بودن، لذت بردن، متنفع شدن، دراختیار داشتن، تحت اختیار داشتن، استفاده کردن پُز د
ایستادنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تغییر ، توقف کردن، پارککردن، متوقف شدن، نگه داشتن، ترمز کردن دست ازکار کشیدن دست کشیدن، دست برداشتن، خودداری کردن دم بستن بودن رسیدن
احترام گذاشتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات حترام گذاشتن، احترام گذاردن، احترام کردن، محترم شمردن، گرامی داشتن، پرستیدن ادب کردن، احترام کسی رانگاه (نگه) داشتن، رعایت احترام کردن، حرمت گذا
حفاظ کشیدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی فاظ کشیدن، روکش کردن، باروکشمحافظت کردن، پوشاندن، لباس پوشاندن، دیوار کشیدن پنهان کردن، پرده کشیدن سپر بلا شدن، محفوظ داشتن، پناه دادن، درپناه خ
مخفی نگهداشتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط نگهداشتن، سِرّی نگهداشتن، کمحرفبودن، فریب دادن پنهان نگهداشتن، پوشیده داشتن، کتمان کردن