نگهداری نکنندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ری نکننده، واگذارنده، بیخیال، غافل منصرف ولخرج باز، سوراخدار جداکننده مستعفی
مرد ازدواج نکردهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی اج نکرده، عزب، مجرد، یالقوز، راهب، زاهد، تارک دنیا ضد بشر، آدم تنها
دختر ازدواج نکردهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی واج نکرده، دوشیزه، دختر خانه مانده، دختر ترشیده، دختر مجرد، آفتاب مهتاب ندیده، مادمازل(مادموازل) راهبه، تارک دنیا، روحانیتسایر ادیان باک
نگهداری نکنندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ری نکننده، واگذارنده، بیخیال، غافل منصرف ولخرج باز، سوراخدار جداکننده مستعفی
دفعکنندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت ننده، بیروناندازنده، بیرونکننده، نشرکننده رادیاتور، گرماتاب، خنککن، هیتسینک ◄ تشعشع اسپرینکلر، آبافشان، آبپران، فواره، آبپاش تخلیهکننده، آب
شکنندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ غیرآلی ننده، شکستنی، ناپایدار، ظریف، نازک، تُرد، بیدوام پودرشونده، پودرشده تفکیکپذیر، پوستهپوسته، ورقهورقه، جداشدنی سُست، نااستوار، پرپری، نازک،
مناظرهکنندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: فرآیند استدلال ننده، منطقدان، روششناس، منطقی، استدلالی، طلبه، فیلسوف