[صفت] نوفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان ازه، تَر، تروتازه، جدید، نوین، بکر، کارنکرده، آکبند، صفر، دست اول نوبر، آبدار، سرحال، شاداب، باطراوت، سرسبز بدیع، مدرن▼ متأخر جدیدالتأسیس، نوپا، نوظ
[فعل] نو کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان نو کردن، نوسازی کردن، ازنو ساختن، طرحی نو درانداختن، انقلاب کردن تجدید کردن، تازه کردن زنده کردن
[فعل] نو کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان نو کردن، نوسازی کردن، ازنو ساختن، طرحی نو درانداختن، انقلاب کردن تجدید کردن، تازه کردن زنده کردن
استفادهنشدهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی دهنشده، نو، آکبند، دست اول، پستایی، اضافی، یدکی، خالی، بکر، تازه
دستنخوردهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت سالم، بکر، نو، باکره، بیعیب، درست، آکبند، دستاول، تکمیل، کامل (پُر)
ماهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ عام ، قمر هلال، ماه نو، ماه کامل، شب چهارده، اهلّه، محاق، بدر مهتاب ماهگرفتگی، خسوف قمرهای سیارات، سیارک دهانههای برخوردی