نوکریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی خوشرقصی، خوشخدمتی، سرسپردگی، بندگی، شاگردی، تسلیم، دنبالهروی، اطاعت، انقیاد، بردگی، فرومایگی تملقگویی، چاپلوسی
قانونیتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات نونیت، مطابقت با قانون، شناسایی رسمی، رسمیت، صلاحیت، اهلیت، اصالتاللزوم روال دادگاهی، جریان معمول کار دادگاه
قانونی کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات نونی کردن، بهطور رسمی شناختن، بهرسمیت شناختن، تصویب کردن، صحه گذاشتن، توشیح کردن، حکم صادر کردن قانون وضع کردن، قانونگذاری کردن، نهادن، مقرر
بیقانونیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات نونی، تجاسر، تمرد، سرپیچی فقدان قانون، بینظمی، موج جنایت، آنارشیسم، هرجومرج، لینچ، غارت، غصب، استبداد، زور هیچگرایی، هیچانگاری، نیهیلیسم
تازهبهدوران رسیدهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان دوران رسیده، نوکیسه، نووُریش، نوآمده، نوخاسته، نودولت
خدمت کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام مت کردن، نوکری کردن، بندگیکردن، درالتزام رکاب کسی بودن، درخدمت بودن، همراهی کردن، اطاعت کردن