[صفت] نوفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان ازه، تَر، تروتازه، جدید، نوین، بکر، کارنکرده، آکبند، صفر، دست اول نوبر، آبدار، سرحال، شاداب، باطراوت، سرسبز بدیع، مدرن▼ متأخر جدیدالتأسیس، نوپا، نوظ