نامیده شدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه شدن، نام گرفتن، نامداشتن، وصف شدن، یدک کشیدن
عضوشورافرهنگ فارسی طیفیمقوله: عمل داوطلبانه ، وکیل، نماینده، وکیلالرعایا، سناتور، عضو مقننه، قانونگذار گروهبندیاعضای شورا: اکثریت، اقلیت، راست، چپ، بلشویک، منشویک، تندرو، میانهرو،
غایبفرهنگ فارسی طیفیمقوله: فضای عام غایب، مفقود، ناپدید، غیر مقیم بدون نماینده گریزپا، فراری، گریزان، گریخته غیرموجود مستثنی، بیرونگذاشتهشده، خطخورده، محروم، مستثنی نایاب، کمیاب
شاخصفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه ه، نشاندهنده، نماینده، نماگر، اشارهکننده، انگشت، انگشت نشانه، سبابه شاهین ترازو، عقربک، فلش، پیکان، وسیلۀ اندازهگیر
معاونفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام ون، نایب▼، قائممقام، کفیل، سرپرست، جانشین، نماینده، فرد جایگزین دبیر، منشی، منشی جلسه معاونت، کفالت، نیابت، سرپرستی، جانشینی
گیرندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ریافتکننده، دریافتکنندۀ پول، صندوق، صندوقدار، تحویلدار، امین، نماینده حقوقبگیر، فروشنده، بستانکار گیرندۀ علائم، آنتن، آنتنمرکزی، آنتن ب