نظرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال قیده، رأی، فکر، اعتقاد نظر شخصی، احساس، فکر، طرزفکر، نقطهنظر، تلقی، برداشت، درک، دیدگاه، جهانبینی▲ احساس اولیه، شم، احساس آرا، افکار عموم
نظر دادنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال دن، فکر کردن، حدس زدن، احتمال دادن، احساس کردن نظر حرفهایابراز کردن
تبادل نظر کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه ظر کردن، مذاکره کردن، بحثکردن، مشورت کردن، استدلال کردن، صلاح مصلحت کردن
بیغرض بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات غرض بودن، نفعی نداشتن، ذینفعنبودن، خود را فدا کردن، قربان رفتن، برای دیگری مردن، نفع شخصی نداشتن، نفع شخصیرا در نظر نگرفتن نثار کردن، تقدیمکردن،
نظرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال قیده، رأی، فکر، اعتقاد نظر شخصی، احساس، فکر، طرزفکر، نقطهنظر، تلقی، برداشت، درک، دیدگاه، جهانبینی▲ احساس اولیه، شم، احساس آرا، افکار عموم
نظر دادنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال دن، فکر کردن، حدس زدن، احتمال دادن، احساس کردن نظر حرفهایابراز کردن
پذیرفتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال تن، نظر دیگریراپذیرفتن، همعقیده شدن، یکی شدن، تصویب کردن، قبول کردن، موافقت کردن، مجاب شدن، رضا دادن، قانع شدن پذیرا شدن همرأی شدن، تواف
رأیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام نظر، رأی مخفی، رأیعلنی انتخابات، نظرخواهی، همهپرسی، نظرسنجی، رفراندوم، مشورت با مردم، رأیگیری، شمارش آرا جلسۀ علنی، غیرعلنی ورقۀ رأی د