نخستینفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم ، نخست، یکم، اولی، اولین، آغازین▲، اصلی، جبلی، نوآور بیسابقه، تازه، نو رکورددار، پیشتاز، پیشاهنگ، پیشین، جلویی مادر، اولیه، ابتدابهساکن
نشستنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت ، جلوس کردن، لَمدادن، جا گرم کردن زانو زدن، چمباتمهزدن خوابیدن، دراز کشیدن، ◄ افقی بودن ازپا درآمدن مستقر شدن
میوه دادنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت بهبار نشستن، میوهدارشدن، شکوفا شدن، بار داشتن، بار گرفتن، بهبار آمدن، محصول دادن، بار دادن زادوولد جانوری: تخمریزی کردن، تخم گذاشتن، ~ کردن زادو
عودفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی النخستین برگشتن، رجعت، برگشت، بازگشت، رجوع، بازآیی، بازآمدن، پسرفت، تنزل، افت، نشیب، سقوط، هبوط مراجعه، پسرفت نکس
دزدانه عمل کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط نه عمل کردن، درکمین نشستن، دسیسهکردن ناپدید شدن، باریک شدن، جیم شدن، پنهانی جایی را ترک کردن
ماقبلفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان ] ماقبل، سابق، نخستین بزرگتر قبلی، پیشتر، مقدمتر، جلوتر، متقدم فوقالذکر، گفتهشده، اخیر، مذکور، یادشده، نامبرده، مزبور، ذکرشده، اخیرالذکر، مقدم [