کشتی جنگیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) ناو جنگی، رزمناو، ناوشکن، ناوچه، قایق توپدار، ناو هواپیمابر، مینجمعکن، اژدرانداز، اژدرافکن
نوآموزفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط تدی، نوچه، تازهکار، بیتجربه، ابجدخوان، ناشی، الفباخوان، پنجلهمخوان اهل تجربه، آزمایشکننده
شخص بیاهمیتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی یت، بیکاره، طفیلی، مردپوشالی، کهتر، مرئوس، نوچه، نوکر، پادو انگل، پارازیت، سربار ◄ شخص تنبل
کُشتیگیرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) شتیگیر مرشد، کهنهسوار، پیشکسوت، عیّار، پهلوان، جهانپهلوان، نوچه، نوخاسته، میاندار، ضربگیر پهلوان، جوانمرد قَدَر، همقدر، ه