غیرقابلدرکفرهنگ فارسی طیفیمقوله: انتقال عقاید و ماهیت آن رقابلدرک، نامفهوم، غیرقابلتوضیح، دشوار، مهجور، دورازذهن، بیانناپذیر▼ ناخوانا، نامأنوس، ناگفته آهسته، ناواضح، غیرواضح، غیرقابلش
ناواضحفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی تیره، مبهم، کمنور، ریز، گنگ، مهآلود، خارج ازفوکس، تاریک، کدر ابهامآمیز، مبهم، معقد، مغلق، بغرنج، نامفهوم، غیرقابلدرک، دوپهلو درهم تنیده، پیچ
دوپهلوفرهنگ فارسی طیفیمقوله: انتقال عقاید و ماهیت آن ، ذوجنبتین، گنگ، نامعلوم، نامشخص، ملقلق، قلمبه و مبهم، پیچیده، دورازذهن، نامفهوم، غیرقابلدرک مرموز، مشکوک، مبهم، کنایهآمیز، غی