ناخواستهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی واسته، دعوت نشده علیالسویه، فاقد اهمیت یا ارجحیت، بیاهمیت بی اختیار نخواستنی، غیر جاذب، مکروه ناشايسته، فاقد شرايط (صلاحیت) لازم، غيرقابل
ناخواستهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی واسته، دعوت نشده علیالسویه، فاقد اهمیت یا ارجحیت، بیاهمیت بی اختیار نخواستنی، غیر جاذب، مکروه ناشايسته، فاقد شرايط (صلاحیت) لازم، غيرقابل
اعتراض کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی - خاص ] اعتراض کردن، نخواستن، دم زدن قبیح شمردن، بد دانستن، اکراه داشتن، تقبیح کردن، محکوم کردن نهی کردن، بازداشتن، رأی کسی را زدن، علیهچی
غیرارادیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام ادی، ناخواسته، اجباری، غریزی بدون غرض، غیرعمدی، خودبهخود
اعتراضفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی - خاص تراض، نهی، نخواستن، تقاضای منفی، خواهش منفی، تقاضای عدم انجام کاری، بازداشتن نهی ازمنکر استیناف، درخواست پژوهش، تقاضای رحم، تجدیدنظر