جزء ترکیبیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت یبی، ناخالصی، مادۀترکیبی، تنتور، خیسانده، دمکرده عامل، عنصر، جزء سازنده، ترکیبات، افزودنیها، مواد متشکله، شائبه، رنگ جزیی، مقدار کم، ادویه، رنگ
خالص نبودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت بودن، مخلوط بودن، قاطیداشتن، ناخالص بودن، خلوص نداشتن خردهشیشهداشتن، دروغ گفتن
آمیختهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت خته، مخلوط، ممزوج، مختلط، قاطی، درهم، همزده، متداخل قلب، تقلیبی ترکیبی، مُرکب، متنوع آمیزشی ناخالص▼ آغشته، عجین همنهشت، متداخل، متقاطع مزجی
اقتصادفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی اد، علم اقتصاد، تقسیمدرآمد فعالیت اقتصادی، بخش خصوصی، بخشدولتی عَرضه، تقاضا، نیاز اشتغال، کارآفرینی، سرمایهگذاری اقتصاد آزاد، اقتصاد متمرکز،
ناپاکفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ، آبنکشیده، آغشته، ناشور، تیره، آلوده، متعفن، ناگوارا، بدبو، ناخالص پلید، بیتقوا، تباه، بیعفت