متظاهرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی هوچی، آکتور، بدذات، خبیث، حقهباز، ناتو، ارغه (ارقه)، مزنگبیا، اطواری، شارلاتان، عشوهگر، فریبکار، آدم لافزن، بازیگر، آدم لافزن، پرمدعا، ش
فریبکارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط بکار، محیل، حیلهگر، آبزیرکاه، دغل، شیاد، نادرست، زیرک همهفن-حریف، بازیگر مکار، حقهباز، مردمفریب، مردمرنگکن، مکاره، پُرفریب، خائن چموش
زیرکفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عمل داوطلبانه ک، همهفنحریف، هشیار، هوشیار، تیز، بادستوپا، زرنگ، باهوش ناقلا، حیلهگر، محیل، حقهباز، مکار، داهی، فریبکار، بدکردار، نخاله، ناتو، آفَت،
عهدنامهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی وابسته ان سیاسی، معاهده، پروتکل، پیمان نظامی، اتحاد، کنوانسیون ژنو، قرارداد ترکمنچای، منشورملل متحد، منشور آتلانتیک، ناتو اتفاقنظر، قرارداد
شرورفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات اهکار، نابهکار، بدذات، خبیث، ملعون، مخبط، تباه، فاسد▼، دارای فساد اخلاقی، ناجنس، ناجور، بدجنس، نادرست، بیدین، ناحق، بدخواه، مقصر، شیطانی، متظا