میلفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی اق، شوق، رای، سودا، تمنا، آرزو، ذوق، هوا، هواداری، هوس، کشش، احساس، تمایل، خواسته، خواست، خواهش، دلبستگی، عطش، اشتها▼ اختیار، دستور آمال، در
میل داشتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی اشتن، خواستن، آرزو کردن، آرزو داشتن، آرزومند بودن، آرزوی چیزی را درسر پختن، اشتیاق داشتن، لازم داشتن، نیازمند بودن، نیاز داشتن امر کردن، طلب
میل ایجاد کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی ایجاد کردن، مایل کردن، تحریککردن دل ربودن، تهییج کردن عشوه گری کردن، طنازی کردن، اغوا کردن، وسوسه کردن، انگیختن، جذب کردن
میل نداشتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی یل نداشتن، اکراه داشتن، بیزاربودن، حالش بهم خوردن، دوست نداشتن، اعتراض کردن عصبانی شدن متنفربودن، نفرت داشتن متأسف شدن، اکراه داشتن
توربفرهنگ فارسی طیفیمقوله: بُعد ب، میل، انحراف، افتادگی، کجی، تمایل، شیب▼، خَم قیقاج، زیگزاگ، اعوجاج، زاویهدار بودن، پیچوتاب لوزی
جنگجوفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) جو، مبارز میلیتاری، تجاوزکار، متجاوز، بدخواه تشنه بهخون، آمادۀ جنگ سلحشور، جنگاور