جمعفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت جمع، عمل جمع، اضافه، علاوه، انباشت پیوست، ضمیمه، مکمل، متمم اضافه، الحاق، انضمام، تکمیل، اتمام جمع کل، مجموع، عمل ریاضی نقل بهصفحۀ بعد بهاضافه ≠ ج
متمّمفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت متمّم، الحاقی، افزوده، فرعی، جمع پیوست، ضمیمه، انکس، عقبه، مکمّل، کاملکننده ◄ کامل بودن پیشوند، پسوند، قید، بخش جمله دنباله، پیامد اتمام همراه آستر
کاملفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت تکمیل، درست، تام، تمام، پایانیافته، بهتماممعنا، یکجا، تمامعیار، کامل (دارای کمال) مفصّل، مشروح، باذکر جزئیات، طویل [کلام] بهسزا، صحیح، قرص، بی
چاپلوسفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات اپلوس، متملق، تملقگو، چربزبان، مجیزگو، فرصتطلب مداح، ستاینده، آدم چاپلوس، مفتخور، بادنجاندورقابچین، آدم تأییدکننده، آدم خوشرقص طفیلی، شخص
خوشرقصفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی قص، نوکر، متملق، بادمجان دورقابچین، بادستمال ابریشم، کاسهلیس، طفیلی، خوشخدمت، خائن، چاکر تابع، ترسو، مطیع، چاپلوس بز اخفش، آدم تأییدکننده