نوشتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه ، مکتوب کردن، نگاشتن، تحریر کردن، قلم زدن، یادداشت کردن، روی کاغذ آوردن، مرقوم کردن، مندرج کردن، ثبتکردن رونوشت برداشت
انقلابیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تغییر انقلابی، بنیادی، ریشهای، اساسی تندرو، مکتبی، رادیکال متجدد، نوگرا، مدرن کمالگرا [◄ کمال 646] ویرانگر، مخرب فتنهجو، یاغی، سرکش خشن، شدید
فلسفیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکلگیری عقاید؛ عام فیلسوفانه، حکیمانه، ایدئولوژیک، مکتبی مجرد اشراقی، استدلالی شناختی، شناختشناسانه عرفانی، ادراکی، شهودی، فیالبداهه، شمی ◄ غریزی
ثبتشدهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه ، ضبطشده، مضبوط، درپرونده، مکتوب، کتبی مندرج، مرقوم سابقهدار، پیشینهدار تاریخی یادگاری
کتبیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه وشته، نوشتهشده، دستی، محرف، مدادی، مرقوم، مکتوب، تحریرشده، مندرج، درجشده، ثبت / ضبطشده شکسته، چسبیده، متصل، منفصل چ