عشقورزیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی نامزدبازی، مهرورزی، محبت، معاشقه، مغازله، لاس، نوازش عشقبازی، جماع
بستنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکل ] بستن، گرفتن، مُهر کردن بند آوردن چفت کردن، پیش کردن، پیوستن، محکم کوبیدن، سد کردن، مسدود کردن، خفهکردن منعقد شدن، دلمه شدن، لخته شدن، سفت شدن، ماسی