مهارتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عمل داوطلبانه زبردستی، تسلط، استادی، حذاقت، صلاحیت، سررشته، تبحر، تخصص، هنر، فوت کوزهگری، ید طولا قوه، توان فن، داو، شگرد، تکنیک، کار، بند، روش، فوتوف
بههمبستهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت بسته، بسته، گرهخورده، چسبیده، پیچیده صحافی شده، مهارشده، بههمدوخته، دوختهشده، الصاقشده، چسباندهشده، الصاقی، متصل
رامشدنیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) سستمهار، سهلالوصول، رام، مطیع، منقاد، راغب، تسلیمشده لیز مهارشدنی، نرم، منعطف
پذیرافرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت پذیرا، پذیرنده، مکنده، هضمکننده، جاذب آماده، مستعد، متقبل، قبولکننده، موافق، مؤید، معترف راغب اجازهدهنده، موافق (راضی) ستاینده حمایتآمیز قابل دس
ناشایستگیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رابطه یستگی، عدم مناسبت، نابرازندگی عدم مصلحت بیلیاقتی، بیکفایتی، عدم صلاحیت، ناشیگری، عدم مهارت، ناتوانی، عجز بدزمانی، بیموقعی، نابههنگامی
کمندفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت افسار، عنان، دهنه، پوزبند، اخیه، لگام، لجام، مهار، زمام، زندان مهارکننده بند، طناب▲ زنجیر، یوغ▲ گردنبند تعلیمی، شلاق، کمربند▲ وسیلۀ شکنجه میخ طویله